معامله گران بر حسب تایم فریم


معاملات نوسانی

تایم فریم در تحلیل تکنیکال چیست

تایم فریم یا دوره زمانی نمودار یکی از اجزای اصلی تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی است. اهمیت مبحث تایم‌فریم‌ها از آن‌جا مشخص می‌شود، که بسیاری از معامله‌گران پیوسته در حال تغییر دوره زمانی نمودار خود بوده و هم‌چنان مردد به فعالیت خود در بازار ادامه می‌دهند. بسیاری از آن‌ها به هنگام بروز ضرر و زیان، مشکل اصلی را انتخاب تایم‌فریم نامناسب می‌پندارند!

به طور کلی، قیمت و زمان دو بعد تشکیل‌دهنده هر نمودار قیمتی می‌باشند و چهارچوب زمانی نمایش داده‌های قیمتی نمودار دارایی‌های مختلف، تایم‌فریم نامیده می‌شود. در واقع می‌توان گفت، به معنی نمایش قیمت بر مبنای مقیاس زمانی مشخصی است. به طور مثال، هر کندل در نمودار یک‌ساعته نشان‌دهنده برآیند نوسانات قیمتی یک‌ ساعت گذشته بازار، در قالب چهار مؤلفه قیمت باز شدن، بالاترین، کمترین و بسته شدن می‌باشد؛ که در پلتفرم‌های تحلیلی به اختصار OHLC خوانده می‌شوند.

تایم فریم یا قاب زمانی یکی از مفاهیم اولیه در تحلیل تکنیکال و همچنین در تحلیل بنیادی می‌باشد.

تایم فریم قابی از زمان است که بعضی وقتها آن را بازه زمانی یا فاصله زمانی نیز می‌نامیم.

همه تحلیلگران در بازار بورس، قبل از هر چیز باید تعیین کنند که در چه فاصله زمانی می‌خواهند بررسی‌های خود را انجام دهند.

مثلا مشخص کنند که این تحلیل بنیادی مربوط به کوتاه‌مدت، میان‌مدت، یا بلندمدت می‌باشد.

همچنین باید مشخص کنند که ابتدا و انتهای این فاصله زمانی کدام است.

هر بازه زمانی انتخاب شده نیز ممکن است متعلق به گذشته، حال و یا آینده باشد.

پس تایم فریم در واقع برش یا بخشی از زمان است که تحلیلگر برای بررسی و تحلیل رفتار بازار یا رفتار یک صنعت و یا رفتار یک سهم انتخاب می‌کند.

مثلا انتخاب سه ماهه دوم سال جاری برای یک تحلیل، همان انتخاب تایم فریم می‌باشد.

در تحلیل بنیادی معمولا تایم فریم‌های انتخابی تحلیلگر بلندمدت‌ است اما در تحلیل تکنیکال همه تایم فریم‌ها کاربرد دارند.

تایم فریم معمول و منتخب هر تحلیلگر در تحلیل بنیادی یکساله یا چند ماهه می‌باشد.

اما در تحلیل تکنیکال، تحلیلگران تایم فریم‌های بسیار متنوعی را مورد استفاده قرار می‌دهند.

به کمک نرم‌افزارهائی مثل متاتریدر، تایم فریم‌های مورد استفاده در تحلیل تکنیکال از ۱ دقیقه تا ۱ ماهه قابل تنظیم هستند.

انواع تایم فریم

همانطور که در ابتدا گفتیم، تاکید ما در این مطلب از آموزش بورس بحث درباره موضوع تایم فریم در تحلیل تکنیکال است.

تحلیلگران با استفاده از نرم‌افزار متاتریدر، از این تایم فریمها در تحلیل تکنیکال خود، بیشتر استفاده می‌کنند؛

یک دقیقه یا M1 یعنی تغییرات قیمت طی ۱ دقیقه ۵ دقیقه یا M5 یعنی تغییرات قیمت طی ۵ دقیقه ۱۵ دقیقه یا M15 یعنی تغییرات قیمت طی ۱۵ دقیقه ۳۰ دقیقه یا M30 یعنی تغییرات قیمت طی ۳۰ دقیقه ۱ ساعت یا H1 یعنی تغییرات قیمت طی ۱ ساعت ۴ ساعت یا H4 یعنی تغییرات قیمت طی ۴ ساعت ۱ روز یا Daily یعنی تغییرات قیمت طی ۱ روز ۱ هفته یا Weekly یعنی تغییرات قیمت طی ۱ هفته ۱ ماه یا Monthly یعنی تغییرات قیمت طی ۱ ماه

بهترین تایم فریم

در نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال نمودار تغییرات قیمت در هر تایم فریم با یک کندل نمایش داده می‌شود.

اما شاید از خود بپرسید بهترین تایم فریم برای بررسی کدام است؟ این سوال اساسی و مهم بسیاری از سرمایه گذاران است.

برای یافتن پاسخ به این سوال نکات متعددی را باید در نظر گرفت اما دو نکته مهم عبارتند از؛

روزانه چقدر زمان برای بررسی بازار یا سهام می‌توانیم صرف کنیم؟
استراتژی ما برای بررسی بازار و سرمایه گذاری چیست؟
در مورد اول باید تعیین کنیم روزانه و یا در هر هفته چقدر وقت داریم تا بازار را بررسی کنیم؟

همچنین با تعیین نوع استراتژی باید برای سرمایه گذاری خود تایم فریم مناسبی را تعیین نمائیم.

مثلا استراتژی نوسان گیری در بازارها، بیشتر مبتنی بر تایم فریم‎های کوتاه‌تر است.

همچنین استراتژی نگهداری سهام نیز بیشتر باید مبتنی بر تایم فریم‌های بلندمدت‌تر باشد.

انواع تایم فریم های نموداری

به جهت حساسیت و اهمیت این رکن از نمودار قیمت، امروزه انواع مختلفی از تایم فریم در نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال به چشم می‌خورند و بر حسب نیاز کاربران، دوره‌های زمانی کوتاه، میان و بلندمدت متفاوتی در قالب نمودارهای دقیقه‌ای، ساعتی، روزانه، هفتگی و ماهانه ایجاد شده‌اند. انواع تایم‌فریم‌ها در پلتفرم‌های معاملاتی مختلف، یکسان نیستند؛ اما تایم‌فریم‌های اصلی نموداری به شرح جدول زیر می‌باشند.

عوامل اصلی مرتبط با انتخاب تایم فریم

نحوه انتخاب تایم‌فریم تا حد زیادی به سبک سرمایه‌گذاری فرد بستگی دارد؛ که شامل مؤلفه‌های اصلی نظیر افق زمانی سرمایه‌گذاری، مدیریت ریسک، روش تحلیل و تفکرات شخص می‌باشد. در واقع تا زمانی که معامله‌گران شناخت کاملی از خود نداشته باشند، قادر به تعیین هیچ‌کدام از جزئیات مهم استراتژی معاملاتی خود از جمله تایم‌فریم نمودار نخواهند بود! در ادامه به توضیح مختصر هر یک از عوامل مذکور خواهیم پرداخت.

۱- افق زمانی سرمایه گذاری

به منظور درک بهتر ارتباط این موضوع با تایم‌فریم نمودار، توجه شما را به دو معامله‌گر فرضی جلب می‌نماییم. شخص «الف» یک نوسان‌گیر کوتاه‌مدتی است، که معاملات دقیقه‌ای تا نهایتاً یک‌ساعتی انجام می‌دهد. در طرف مقابل، سرمایه‌گذار «ب» تمایل به اخذ موقعیت‌های معاملاتی چندهفته‌ای دارد. پر واضح است، که نمودارهای مورد استفاده این افراد یکسان نبوده و بر حسب استراتژی سرمایه‌گذاریشان متفاوت می‌باشد. بنابراین تایم‌فریم نموداری مناسب معامله‌گر «الف» حداکثر یک‌ساعته و شخص دوم، روزانه یا هفتگی است.

۲- مدیریت سرمایه

یکی از مرسوم‌ترین روش‌های تعیین نقاط خروج از معامله (حد سود یا حد ضرر)، استفاده از سطوح حمایت و مقاومت موجود در نمودار قیمت است. استفاده از تایم‌فریم‌های بزرگ‌تر، امکان وجود فواصل بیشتر میان نقاط ورود و خروج را افزایش می‌دهد؛ زیرا مقدار تحرکات قیمتی و فواصل کف و سقف‌های بازار در این تایم‌فریم‌ها معمولاً بیشتر بوده و معامله‌گران مجبورند؛ به منظور انتخاب نواحی خروج مطمئن، حد ضررهای بالایی را متقبل شوند.

از طرف دیگر، استفاده از تایم‌فریم‌های کوتاه‌مدت سبب می‌شود؛ ریسک خطای تحلیل افزایش یافته و احتمالاً معاملات زیان‌ده بیشتری خواهید داشت. در نتیجه باید نکات مربوط به تعیین حجم معاملات و مدیریت سرمایه را به دقت رعایت کنید.

۳- روش تحلیل

یک الگوی قیمتی نموداری نظیر «سر و شانه» را تصور کنید. تشکیل الگوی مذکور در تایم فریم هفتگی، مستلزم گذشت هفته‌های متوالی یا به عبارتی چند ماه است! علاوه بر این مورد ممکن است، پس از مشاهده سرو شانه هفتگی به این نتیجه برسید؛ که الگو در شرایط ایده‌آلی تشکیل نشده و موقعیت مناسبی ارزیابی نمی‌شود. مجموع شرایط فوق بیان‌گر این است، که شما برای ورود به یک معامله مناسب چند ماه زمان صرف خواهید نمود. در طرف مقابل، اگر شخصی بر مبنای یک الگوی شمع ژاپنی در تایم فریم‌های دقیقه‌ای دادوستد کند؛ معمولاً تعداد موقعیت‌های معاملاتی بسیاری زیادی در طول روز نصیب وی می‌گردد.

در صورت ورود به تمامی این فرصت‌های معاملاتی، عملاً امکان مدیریت دارایی وجود نخواهد داشت و ضررهای سنگینی در پیش خواهند بود. در واقع همان‌طور که تعداد معاملات زیاد مناسب نیست، موقعیت‌های معاملاتی بسیار کم، هر چند بازده انفرادی بالایی داشته باشند؛ احتمالاً اهداف درآمدی معامله‌گران را به طور کامل برآورده نمی‌کنند! در نتیجه، حین انتخاب تایم فریم به روش تحلیلی خود توجه کنید؛ تا به واسطه برقراری تعادل میان آن‌ها، از تعداد فرصت‌های معاملاتی معقول پیش‌روی خود اطمینان کافی داشته باشید.

۴- تفکرات شخص

روحیات فردی معامله‌گران بازار بورس، تأثیر به‌سزایی در انتخاب جزئیات مهم استراتژی معاملاتی و بالطبع، موفقیت مالی آن‌ها خواهد داشت. علی‌رغم این‌که مفاهیم مرتبط با معامله‌گری قابل آموزش بوده و در صورت استمرار، به واسطه کسب تجارت به مهارت‌هایی در وجود افراد تبدیل می‌شوند؛ اما تأثیر خصوصیاتی که از دوران کودکی در یک فرد پرورش یافته‌اند، غیرقابل انکار است!

به طور مثال معامله‌گری در تایم‌فریم‌های دقیقه‌ای به دلیل نوسانات شدید میان‌روزی بازار، مستلزم تحمل فشار عصبی زیادی است. نتیجتاً فردی که در تمام امور روزانه خود استرس بالایی را تجربه می‌کند، به احتمال زیاد مناسب انجام این‌گونه معاملات نخواهد بود؛ زیرا فشار روانی ناشی از تحرکات سریع قیمت، سود و زیان‌های پیاپی و…، در عمل امکان تصمیم‌گیری صحیح را از معامله‌گر سلب می‌کند! در نتیجه باید حین انتخاب تایم فریم معاملاتی، به ویژگی‌های فردی خود دقت کنید!

بهترین تایم فریم نموداری کدام است؟

با توجه به عوامل گوناگون دخیل در انتخاب دوره زمانی نمودار، نمی‌توان در مورد بهترین تایم‌فریم معاملاتی به سادگی اظهار نظر نمود. در واقع باید گفت، بهترین تایم‌فریم معاملاتی اصلاً ‌وجود ندارد؛ زیرا انتخاب تایم‌فریم مناسب بر اساس تمایز خصوصیات فردی معامله‌گران، از فرمول واحدی پیروی نخواهد کرد! به عبارت دیگر، تعیین تایم‌فریم در تحلیل تکنیکال یک امر کاملاً فرد محور است. در نتیجه تمامی اشخاص باید با ارزیابی دقیق تمام عوامل تأثیرگذار در فرآیند معاملاتی آن‌ها، اقدام به انتخاب تایم‌فریم نموداری مناسب خویش نمایند.

مولتی تایم فریم یا تحلیل دو چندگانه چیست؟

از جهت اهمیت تایم فریم‌ و تأثیر مستقیم آن‌ در نتایج معاملاتی افراد، پژوهش‌های بسیاری در این زمینه انجام شده و حالات پیشرفته‌ای از نحوه کاربری تایم‌فریم‌های نموداری رواج یافته است. مولتی تایم‌فریم یا تحلیل دوگانه بیان‌گر این است، که برای انجام معاملات خود لزوماً نباید از یک تایم‌فریم استفاده نمایید و دوره زمانی مربوط به تحلیل و تعیین روند می‌تواند، از تایم‌فریم ورود به معامله مستثنی باشد!

ه زبان ساده، زمانی که از تحلیل دوگانه استفاده می‌کنید؛ در نمودار با دوره زمانی بزرگ‌تر اقدام به تعیین روند و سطوح اصلی بازگشت احتمالی قیمت نموده و در یک یا چند تایم‌فریم پایین‌تر، بر اساس موارد مشخص شده در نمودار اصلی و استراتژی معاملاتی خود، در کم‌ریسک‌ترین حالت ممکن دادوستد خواهید کرد.

حتماً برای بسیاری از شما پیش آمده است، که بر اساس وقوع شرایط ایده‌آل در یک تایم‌فریم اقدام به خرید نموده و پس از مدت کوتاهی، سهام مذکور را با ضرر سنگینی به فروش رسانده‌اید و با مراجعه به تایم‌فریم بالاتر مشخص شده است، که دقیقاً در آستانه یک مقاومت اصلی وارد معامله شده‌اید! که مقاومت مذکور در نمودار با دوره زمانی پایین، نامعلوم بوده است. در واقع مزیت اصلی تحلیل مولتی‌ تایم‌فریم، کاهش احتمال غافل‌گیری و ارتکاب به حرکات اشتباه در بازار مالی است.

امروزه برخی معامله‌گران در حالت حرفه‌ای‌تر، از سه یا چند تایم‌فریم معاملاتی استفاده می‌کنند؛ تا در بهترین نقاط ممکن معاملاتشان را انجام دهند. حین انتخاب تایم‌فریم‌های تحلیل و معاملات خود در نظر داشته باشید؛ که باید بر اساس روش کاری و سایر عوامل، بهترین ترکیب زمانی ممکن را انتخاب نمایید. تایم‌فریم‌های نموداری باید به گونه‌ای برگزیده شوند، که دارای فاصله معقولی بوده و فرد بتواند در اسرع وقت واکنش معاملاتی لازم را از خود نشان دهد.

جمع بندی

به طور کلی، مبحث انتخاب تایم‌فریم همواره یکی از چالش‌های مهم تحلیل‌گران تکنیکال بوده است؛ که در این مقاله به طور اختصاصی و مفصل، به شرح موارد مرتبط با آن پرداختیم. فراموش نکنید، که انتخاب بهترین دوره زمانی ممکن برای تحلیل‌های نموداری شما، مستلزم کسب تجربه معامله‌گری در بازار و خودشناسی فردی دقیق می‌باشد.

صفر تا صد پرایس اکشن پیشرفته

صفر تا صد پرایس اکشن پیشرفته

در این بخش از سری مقالات پرایس اکشن قصد داریم با استفاده از پرایس اکشن پیشرفته نحوه تحلیل قیمت در بازارهای مالی همچون فارکس، بورس و. را به شما آموزش دهیم. اصطلاح پرایس اکشن شامل استراتژی های معاملاتی‌ای همچون موارد زیر می شود:

  • تیپ ریدینگ ( Tape reading )؛ این روش قبل از پیدایش کامپیوتر برای تحلیل قیمت استفاده می شد. معروف ترین تریدری که از این روش استفاده معامله گران بر حسب تایم فریم کرد «جسی لیورمور» بود که به این روش نام «مومنتوم تریدینگ» را داد.
  • حجم در پرایس اکشن
  • معاملات رِنج
  • معاملات روند
  • و.

اصطلاح پرایس اکشن بیشتر توسط معامله گران سازمانی که از معاملات الگوریتمی استفاده نمی کنند، به کار برده می شود. از آنجایی که در سبک پرایس اکشن، اصول تحلیل فاندامنتال در نظر گرفته نمی شوند و در عوض تحلیلِ تاریخچه قیمت ارزش زیادی پیدا می کند، به عنوان بخشی از تحلیل تکنیکال در نظر گرفته می شود. بنابراین پرایس اکشن در بورس تفاوت چندانی با پرایس اکشن در فارکس ندارد. به عبارت دیگر پرایس اکشن روشی است که می توان از آن در تمام بازارهای مالی استفاده کرد.

ما در این قسمت قصد داریم سه نکته از مهمترین مواردی که در مبحث پرایس اکشن پیشرفته وجود دارد و به نوعی پایه و اساس این سبک را شکل می دهند، را آموزش دهیم.

مفهوم فراکتال در پرایس اکشن پیشرفته

مفهوم فراکتال در پرایس اکشن پیشرفته

بازارهای مالی از نظر شکل و ساختار شبیه فراکتال ها هستند چون آن‌ها ساختار یکسانی را در همه تایم فریم های معاملاتی بازتاب می‌دهند اما فراکتال چیست؟

فراکتال نوعی الگو است که در آن اجزا مشابه کل هستند. بازارهای مالی به صورت طبیعی ساختاری فراکتال دارند و این بدین معنی است که اساسا الگوهای مشابهی در همه تایم فریم ها شکل می گیرند.

الگوهای موجود در نمودار تیک ( Tick Chart ) با هم ترکیب می شوند و نمودار یک دقیقه ای را به وجود می آورند. الگوهای نمودار یک دقیقه ای هم با ترکیب می‌شوند و نمودار ۵ دقیقه‌ای را به وجود می‌آورند. این الگوسازی تا نمودار روزانه، هفتگی، ماهانه و سالانه ادامه پیدا می کند که همگی شامل الگوهای مشابه‌ای هستند.

مفهوم فراکتال در بازارهای مالی

تصویر بالا شکل شماتیک مفهوم فراکتال در بازارهای مالی را نشان می دهد. هر لِگ ( Leg ) روند از یک حرکت ایمپالس (انگیزشی یا پیشرو)، یک حرکت اصلاحی و یک حرکت ایمپالس دیگر شکل گرفته است و هر کدام از این لِگ ها در تایم فریم های پایین تر به چند لگ که مشابه همین الگو است تقسیم می شوند. از نظر تئوری این ساختار تا سطح یک تیک گسترش پیدا می کند.

به عبارت دیگر ساختار بزرگ بازار در یک تایم فریم می تواند خود یک لِگ تایم فریم بالاتر باشد که آغاز کننده یک روند در همان تایم فریم است. همین موضوع بحث پرایس اکشن فراکتالی را بر سر زبان‌ها انداخته است. بنابراین می توان گفت منظور از فراکتال در پرایس اکشن از استفاده از چندین تایم فریم به صورت همزمان است.

مولتی تایم فریم در پرایس اکشن پیشرفته

معاملات موفق حاصل ترکیب سه عنصر مهم است:

  • نظم
  • مدیریت ریسک
  • استراتژی معاملاتی با احتمال بالای موفقیت

تریدرها کارهای عجیب و غریبی انجام می دهند تا احتمال موفقیت استراتژی های معاملاتی خود را بیشتر کنند. کارهایی مثل: استفاده از چندین اندیکاتور به صورت همزمان، عوض کردن سیستم های معاملاتی، انتخاب دقیق سهام در بورس یا جفت ارز در فارکس و. . در این مورد خاص یکی از متداول ترین روش‌ها استفاده از تحلیل مولتی تایم فریم است. با استفاده از این روش می توانید احتمال موفقیت خود را بیشتر کنید.

علت استفاده از تایم فریم های چند گانه در پرایس اکشن پیشرفته چیست؟

در ادامه مبحث آموزش پرایس اکشن پیشرفته، باید به متد بسیار مهمی اشاره کنیم که اکثر پرایس اکشن کارها و یا سایر معامله گرانی که از تحلیل تکنیکال و استراتژی های معاملاتی پیشرفته استفاده می کنند آن را به کار می گیرند و آن هم استفاده از مولتی تایم فریم یا تایم فریم های چندگانه به هنگام تحلیل قیمت و معامله گری است. معامله گران در این روش چندین تایم فریم را بررسی می کنند تا بتوانند تصمیمات معاملاتی بهتری بگیرند.

علت اصلی استفاده از مولتی تایم فریم در پرایس اکشن این است که در تایم فریم های بلند مدت تر، روندها با وضوح بیشتری دیده می شوند در حالی که سیگنال های برگشت قیمت و سطوح بالقوه ورود به معامله و خروج از آن در تایم فریم های کوتاه مدت، بیشتر قابل تشخیص هستند. البته تایم فریم های زیادی از یک دقیقه تا یک ساله وجود دارند که هر تریدری می تواند چند تا از آن‌ها را برای تحلیل قیمت استفاده کند اما برخی دستورالعمل ها وجود دارد که تریدرهای حرفه ای برای تحلیل مولتی تایم فریم از آن‌ها استفاده می‌کنند.

راهنمای استفاده از تایم فریم های چندگانه در پرایس اکشن پیشرفته

راهنمای استفاده از تایم فریم های چندگانه در پرایس اکشن پیشرفته

بسیاری از معامله گران حرفه ای پرایس اکشن از ترکیب سه تایم فریم مختلف استفاده می‌کنند:

  • تایم فریم پایین تر ( Lower time frame ) که برای تنظیم نقاط دقیق ورود به معامله و خروج از آن استفاده می شود.
  • تایم فریم وسط که به آن تایم فریم معاملاتی ( Trading time frame ) هم می گویند و برای پیدا کردن ستاپ های معاملاتی از آن استفاده می شود (این تایم فریم نشان دهنده سبک معاملاتی شما است).
  • تایم فریم بالاتر ( Higher time frame ) که تصویر بزرگتری از بازار به دست می دهد و برای بررسی روند بلند مدت قیمت از آن استفاده می شود.

برای مثال اگر شما یک سوئینگ تریدر یا معامله گر نوسانی باشید، رویکرد مولتی تایم فریم شما مشابه موارد زیر خواهد بود:

  1. تایم فریم 1 ساعته به عنوان تایم فریم پایین تر (تعیین نقاط ورود و خروج).
  2. تایم فریم 4 ساعته به عنوان تایم فریم معاملاتی (پیدا کردن ستاپ معاملاتی).
  3. تایم فریم 1 هفته به عنوان تایم فریم بالاتر (مشاهده روند اصلی در بازار).

نحوه تنظیم تایم فریم چندگانه در پرایس اکشن پیشرفته با مثال

در این قسمت از مبحث پرایس اکشن پیشرفته قصد داریم که نحوه تنظیم مولتی تایم فریم در پرایس اکشن را توضیح دهیم.

۱- در مرحله اول باید ستاپ پرایس اکشن را در تایم فریم وسط یا همان تایم فریم معاملاتی پیدا کنید (4 ساعته).

نحوه تنظیم تایم فریم چندگانه در پرایس اکشن پیشرفته با مثال

۲- ستاپ معاملاتی را در تایم فریم پایین تر با دقت بیشتری بررسی کنید (1 ساعته). در این تایم فریم باید نقاط ورود به معامله، حد سود و حد ضرر را مشخص کنید.

نحوه تنظیم تایم فریم چندگانه در پرایس اکشن پیشرفته با مثال

۳- روند حرکت قیمت را در تایم فریم بزرگتر بررسی کنید (1 هفته).

نحوه تنظیم تایم فریم چندگانه در پرایس اکشن پیشرفته با مثال

بنابراین تریدرهای حرفه ای با استفاده از مولتی تایم فریم در پرایس اکشن هم می توانند تصویر بزرگتری از بازار داشته باشند، هم ستاپ معاملاتی خود را پیدا کرده و هم با جزئیات بیشتری نقطه ورود به معامله خود و خروج از آن را پیدا کنند.

ماهیت اصلی پرایس اکشن پیشرفته

معامله گری به سبک پرایس اکشن شامل خواندن رفتار سایر فعالان بازار از طریق حرکات قیمت و تصمیم گیری بر اساس آن است. اگر بخواهیم ماهیت پرایس اکشن را به زبان ساده توضیح دهیم باید بگوییم در پرایس اکشن بایستی اهداف سایر معامله گران به ویژه بزرگان بازار را درک کرده و از اقدامات آن‌ها برای کسب سود استفاده کنید.

برای درک این موضوع می توان از یک مثال رایج که همان استراتژی معاملاتی شکست ناموفق است، استفاده کرد. به شکل خلاصه می‌توان گفت شکست ناموفق یک الگوی قیمتی است که در آن معامله گران مبتدی که در جهت شکست پوزیشن گرفته‌اند را به دام می‌اندازد. این شکست ناموفق حاصل اقدامات آگاهانه معامله گران سازمانی، بانک‌ها و سهامداران بزرگ است که می‌خواهند در قیمت بهتری پوزیشن باز کنند.

مشاهده بیشتر: استراتژی فارکس

الگوهای پرایس اکشن در ساختار بازار

الگوهای پرایس اکشن در ساختار بازار

در این قسمت از مبحث پرایس اکشن پیشرفته می‌خواهیم رابطه بین ساختار بازار و پرایس اکشن پترن ها را بررسی کنیم. در واقع به شما نشان می دهیم که چطور الگوهای پرایس اکشن از طریق خوانش ساختار بازار آشکار می‌شوند. پس اجازه دهید با هم چند تا از این الگوهای اصلی پرایس اکشن را بررسی کنیم.

الگوهای پرایس اکشن

الگوهای پرایس اکشن با توجه به سوئینگ های قیمت تحلیل می شوند و سوئینگ های قیمتی هم حاصل پیوت های مهم که نقطه عطفی در قیمت ایجاد کرده اند، هستند.

علت استفاده از الگوهای قیمتی در سبک پرایس اکشن چیست؟

وجود دو عنصر شفافیت و پیوستگی در تحلیل پرایس اکشن اهمیت زیادی دارد چرا که ترید کردن یک تجارت احتمالی است و تریدرها مجبورند در شرایط عدم تقارن و عدم پیوستگی در بازار، تصمیمات معاملاتی بگیرند. بنابراین سبک شما در معامله گری باید احتمال بالای موفقیت را دارا باشد تا بتوانید از احتمال شکست جان سالم به در ببرید.

پس شفافیت و پیوستگی دو عاملی هستند که باعث سودآوری در معاملات می شوند. به همین دلیل است که تریدرها از الگوهای پرایس اکشن استفاده می کنند تا بتوانند دیدگاه شفاف و پیوسته ای نسبت به قیمت داشته باشند. نکته بسیار مهمی که در اینجا باید عنوان کنیم این است که شما نباید الگوها را به صورت جداگانه برای ترید کردن استفاده کنید. در عوض باید به فشار خرید و فروشی که این الگوها را به وجود می آورند، تمرکز کنید. بین ترید کردن بر اساس الگوها و قمار فرق چندانی ندارد بنابراین شما باید بر علل به وجود آورنده‌ی این الگوها تمرکز کنید.

چطور الگوهای قیمتی پرایس اکشن را از طریق سوئینگ ها پیدا کنیم؟

برای درک فشار خرید و فروش در سبک پرایس اکشن پیشرفته بایستی ساختار بازار را تحلیل کنید. زمانی هم که کار تحلیل ساختار بازار را شروع کنیم می توانیم برخی از الگوهای اصلی پرایس اکشن را در نمودارهای قیمت ببینیم. در واقع می توان گفت این الگوها چیزی جز فشار خرید و فروش نیستند.

الگوهای پرایس اکشن یک مزیت سیستماتیک در تنظیم دقیق نقاط ورود به معامله و خروج از آن هستند.

پیشنهاد ویژه: آموزش اقتصاد کلان

مهمترین مفاهیم تحلیل سوئینگ ها در پرایس اکشن پیشرفته

مفاهیم اصلی تحلیلی مربوط به آنالیز سوئینگ ها در پرایس اکشن پیشرفته به قرار زیر است:

  1. زمانی که فشار خرید از فشار فروش قوی تر باشد، سوئینگ های صعودی قوی تر و بزرگتر از سوئینگ های نزولی هستند.
  2. زمانی که فشار فروش از فشار خرید قوی تر است، سوئینگ های نزولی قوی تر از سوئینگ های صعودی هستند.
  3. سطوح حمایت و مقاومت با واکنش قیمت به آن‌ها در نمودار قابل تشخیص هستند.
  4. زمانی که قیمت در تعادل است، هیچ الگوی خاصی در سوئینگ ها وجود ندارد.

الگوهای رایج پرایس اکشن در تحلیل سوئینگ های قیمت

هیچ نکته عجیبی در مورد الگوها یا ستاپ های معاملاتی در مبحث پرایس اکشن پیشرفته وجود ندارد. همه این الگوها بر اساس فشار خرید و فروش به وجود آمده اند. چند الگوی پرایس اکشن اصلی وجود دارد که پایه و اساس بیشتر استراتژی های معاملاتی مهم هستند. در ادامه این الگوهای رایج پرایس اکشن که با استفاده از تحلیل سوئینگ ها به دست می آیند را توضیح می دهیم.

۱- فشردگی قیمت در ناحیه مقاومت و شکست آن

فشردگی قیمت در ناحیه مقاومت و شکست آن

اولین الگوی اصلی در پرایس اکشن پیشرفته، الگوی فشردگی قیمت در ناحیه مقاومت و شکست آن است. این الگو در زمانی که قیمت در فاز انباشت ( Accumulation ) است به وجود می آید و آن را می‌توان به دو شکل متفاوت تفسیر کرد:

  1. از یک طرف می‌توان گفت این حرکت چیزی جز جهش ناگهانی قیمت که توسط فشار نقدینگی‌ای که به شکل تصادفی ایجاد شده، نیست.
  2. از طرف دیگر این الگو را می‌توان به شکل هشدار اولیه‌ی افزایش فشار فروش در نظر گرفت و احتمال افزایش قیمت‌ها از این نقطه را داشت.

۲- فشردگی قیمت در ناحیه حمایت و شکست آن

فشردگی قیمت در ناحیه حمایت و شکست آن

دومین الگوی اصلی در مبحث پرایس اکشن پیشرفته الگوی فشردگی قیمت در ناحیه حمایت و شکست آن است. این الگو در فاز توزیع ( Distribution ) قابل مشاهده است و منطق شکل گیری آن درست عکسِ الگوی قبلی است.

۳- الگوی آزمایش کننده روند یا تِرند تستر

الگوی آزمایش کننده روند یا تِرند تستر

سومین الگویی که پایه و اساس سایر الگوهای پرایس اکشن پیشرفته است، الگوی ترند تستر است. همان طور که از نام آن مشخص است، این الگو را برای آزمایش قدرت روند به کار می برند. این الگو اغلب در اولین مراحل تغییر روند شکل می‌گیرد و ترید کردن با آن بسیار سخت است.

این الگو را می توان به عنوان نشانه‌ی تضعیف روند در نظر گرفت. علاوه بر این الگوی ترند تستر می‌تواند باعث تغییر بالقوه در فشار خرید و فروش شود.

پرایس اکشن پیشرفته با خوانش جز به جز حرکات قیمت ممکن می شود. حرکاتی که هر چند ممکن است در نگاه اول پیچیده باشند اما با استفاده از تایم فریم های چندگانه و الگوهای پایه پرایس اکشن می‌توان به علل به وجود آورنده‌ی آن‌ها که همان فشار خرید و فروش است، پی برد. پرایس اکشن پیشرفته تنها یکی از سری مقالات مربوط به پرایس اکشن است. برای آگاهی بیشتر از مهمترین مطالب پرایس اکشن می‌توانید سایر مقالات این سری را هم مطالعه کنید:

سوالات متداول

۱- دلیل استفاده از تایم فریم های چندگانه در سبک پرایس اکشن چیست؟

با استفاده از مولتی تایم فریم می توان نقاط ورود و خروج بهینه تری پیدا کرد. علاوه بر این می توان کار شناسایی روند و پیدا کردن ستاپ معاملاتی را هم به صورت همزمان انجام داد.

۲- دلیل استفاده از الگوهای پرایس اکشن چیست؟

الگوهای پایه پرایس اکشن، شفافیت و وضوح بیشتری به حرکات قیمت می‌دهند و با توجه به آن‌ها می توان فشار خرید و فروش را درک کرد.

۳- آیا می توان بر اساس الگوهای پرایس اکشن معامله کرد؟

معامله کردن فقط بر اساس الگوها کار اشتباهی است. شما باید در نهایت از ایده فشار خرید و فروشِ به وجود آورنده‌ی این الگوها استفاده کنید.

اندیکاتور نمایش تایم کندل جاری | تایم فریم چیست

آموزش بورس بین الملل - فارکس را با سایت Googleforex.net شروع کنید.

اندیکاتور نمایش تایم کندل جاری | تایم فریم چیست | بهترین تایم فریم در فارکس کدام است؟

با اجرای اندیکاتور زیر در متاتریدر خود می‌توانید تایم کندل جاری را به صورت لحظه ای در کنار کندل استیک مشاهده کنید. بر روی لینک دانلود اندیکاتور نمایش تایم کندل جاری زیر کلیک کنید و پس از دانلود آنرا از حالت RAR خارج کنید :

جهت افتتاح حساب در بروکر قابل اعتماد با کلیک بر روی بروکر آمارکتس ثبت نام کنید و 20 درصد شارژ هدیه ی اضافی دریافت نمایید.

اندیکاتور کندل تایم چه کاربردی دارد؟

گاهی اوقات نیاز است برای ورود به معامله ای منتظر باشیم تا مثلا یک کندل 4 ساعته کلوز شود تا شکل کندل استیک را مشاهده کنیم و سپس وارد معامله شویم خب با اجرای این اندیکاتور در متاتریدر خود می‌توانید زمان بسته شدن آخرین کندل را به صورت لحظه ای در کنار کندل ها مشاهده نمایید.

راهنمای اجرای اندیکاتور بر روی متاتریدر

پس از دانلود اندیکاتور ابتدا آن فایل را copy کنید. سپس پلتفرم متاتریدر را باز کنید و از سربرگ file گزینه ی Open Data Folder را انتخاب نمایید. در صفحه ی جدید وارد فایل MQL4 شوید .بعد از آن وارد فایل Indicators شوید. در این پوشه اندیکاتور خود را paste نمایید. حال به پلتفرم متاتریدر برگشته ، و در قسمت Indicators ها راست کلیک کنید و گزینه Refresh را بزنید .اکنون در لیست اندیکاتورها آن را مشاهده خواهید کرد.

تایم فریم چیست | انواع تایم فریم در تحلیل تکنیکال | اهمیت تایم فریم در تحلیل تکنیکال

معنی تایم فریم همان بازه زمانی یا معیار زمانی در نماد معاملاتی است.

در برنامه متاتریدر 4 امکان مشاهده 9 بازه زمانی وجود دارد ؛ و در در برنامه متاتریدر 5 امکان مشاهده 21 بازه زمانی وجود دارد که تریدر میتواند بصورت دلخواه اقدام به تنظیم تایم فریم در متاتریدر کند. تایم فریم در قسمت نوار ابزار بالای متاتریدر قابل مشاهده است ، مطابق عکس زیر :

به طور مثال مفهوم تایم فریم 4 ساعته چیست؟

تایم فریم 4 ساعته یعنی تغییرات قیمت طی 4 ساعت. یعنی هر 4 ساعت یکباریک داده جدید در نمودار بصورت کندل ثبت می‌شود. در نمودار با تایم فریم 4 ساعته ، هر کندل روی نمودار نشاندهنده 4 ساعت نوسان قیمت است. یعنی از لحظه ای که کندل باز شده است تا زمانی که کندل بسته شده است مدت زمان 4 ساعت سپری شده است.

حال زمانی که ما بر روی تایم فریم4 ساعته تحلیل خود را انجام میدهیم و معامله ای را میگیریم ، معنا و مفهوم آن این نـیست که دقیقا مدت زمان 4 ساعت طول میکشد تا پوزیشن ما به هدف خود برسد! مدت زمان رسیدن یک معامله به حد سود یا حد ضرر ، به تایم فریم ارتباطی ندارد. این موضوع به مقدار پیپ pip تعیین شده ی ما به عنوان حد سود و حد ضرر بستگی دارد. مطمئنا هرچقدر مقدار TP و SL انتخابی ما کوتاهتر باشد(مقدارPIP کمتر) احتمال تاچ شدن آن توسط قیمت سریعتر خواهد بود. و برعکس هرچقدر مقدار TP و SL انتخابی ما بلندتر باشد(مقدارPIP بیشتر) احتمال تاچ شدن آن توسط قیمت دیرتر خواهد بود.

بهترین تایم فریم در فارکس کدام است؟

انتخاب بهترین تایم فریم به استراتژی و سبک تحلیل یک تریدر بستگی دارد. یک تریدر در مرحله اول باید مشخص کند که در کدام چهارچوب زمانی قصد دارد تحلیل کند و اقدام به گرفتن پوزیشن کند. در بین انواع تایم فریم به طور کلی سبک معاملات در 3 دسته ی زیر قرار میگیرد :

Short term یا کوتاه مدت

Mid term یا میان مدت

Long term یا بلند مدت

معاملات Short term یا کوتاه مدت به آن استراتژی های معاملاتی گفته میشود که مدت زمان بین ورود و خروج معاملات در بازه زمانی کوتاه و کمی صورت میگیرد؛ معمولا کمتر از یک روز. به این استراتژی اسکالپ (SCALP) و به معامله گران این سبک اسکالپر (SCALPER) گفته میشود.

معاملات Mid term یا میان مدت به آن شیوه ی معاملاتی گفته میشود که مدت زمان معاملات معمولا بیش از یک روز است.

معاملات Long term یا بلند مدت به آن استراتژی های معاملاتی گفته میشود که طول مدت بیشتری دارند و زمان معاملات هفتگی یا ماهانه معامله گران بر حسب تایم فریم است. به این استراتژی هلد (HOLD) کردن و به معامله گران این سبک هلدر (HOLDER) گفته میشود.

جهت انتخاب تایم فریم مناسب ابتدا باید تعیین شود که یک تریدر چقدر فرصت و وقت برای معامله کردن دارد؟

به طور مثال اگر تریدر از استراتژی نوسان گیری یا استراتژی اسکالپ استفاده میکند یک معامله گر کوتاه مدت است و غالبا بهترین تایم فریم برای نوسان گیری تایم فریم های کوچکتر میباشد.

اگر تریدر دیگری به دنبال الگوهای قیمتی مثلا سروشانه در تایم فریم روزانه است یک معامله گر میان مدت یا بلند مدت است به دلیل اینکه ممکن است به تارگت رسیدن این الگو روزها به طول انجامد.

بنابراین انتخاب بهترین تایم فریم در فارکس به عواملی از جمله : نوع استراتژی ، مدت زمان فراغت یک تریدر ، سبک تحلیل ، سبک معامله و غیره بستگی دارد و تعیین می شود.

معامله گران بر حسب تایم فریم

تحلیل بازه های زمانی

تحلیل تایم فریم چندگانه به سادگی فرآیند بررسی یک جفت ارز و قیمت یکسان اما در بازه های زمانی متفاوت است. به یاد داشته باشید، یک جفت ارز در چندین بازه زمانی وجود داره - روزانه، ساعتی، 15 دقیقه ای، هفتگی، حتی 1 دقیقه! هنگامی که از نمودار استفاده می کنید، متوجه خواهید شد که بازه های زمانی مختلفی ارائه میشه. نمودار فعلی بالا '1 روز' یا بازه زمانی روزانه است. هنگامی که روی '1 ساعت' کلیک می کنید، نمودار 1 ساعته رو نشون میده. اگر روی '5 دقیقه' کلیک کنید، نمودار 5 دقیقه ای و غیره ظاهر میشه. دلیلی وجود داره که چرا برنامه های نمودار تایم فریم های زیادی را ارائه میدن. به این دلیل است که شرکت کنندگان مختلف بازار در بازار وجود دارند. این بدان معنی است که معامله گران مختلف فارکس میتونند دیده متفاوتی در مورد نحوه معامله یک جفت ارز داشته باشند و هر دو میتونند کاملاً صحیح باشه.

برخی معامله گران هستند که روی نمودارهای 10 دقیقه ای تمرکز می کنند در حالی که برخی دیگر بر روی نمودارهای هفتگی تمرکز می کنند. ممکن که کسی ببیند که EUR / USD در نمودار 4 ساعته روند نزولی داره. با این حال، فرد دیگه ای در نمودار 5 دقیقه ای معامله میکنه و میبینه که این جفت ارز فقط بالا و پایین میشه. و هر دو میتونه درست باشه! همانطور که می بینید، این یک مشکل ایجاد می کنه. معامله‌ها گاهی اوقات وقتی به 4 ساعت نگاه می‌کنند گیج می‌شوند، سیگنال فروش را می‌بینند، سپس روی 1 ساعت می‌پرند و می‌بینند که قیمت به آرامی در حال افزایش است.

شما باید چه کاری انجام دهید؟

الف. به یک تایم فریم بچسبید، سیگنال را بگیرید و تایم فریم دیگر را کاملا نادیده بگیرید؟

ب. یک سکه را برگردانید تا تصمیم بگیرید که آیا باید بخرید یا بفروشید؟

هر دو گزینه وحشتناک هستند.

بنابراین مزایای نگاه کردن به بازه های زمانی متعدد چیست؟

  1. آنها دیدگاه ها و دیدگاه های متفاوتی از یک جفت ارز به شما می دهند.
  2. آنها شما را قادر می سازند مناطق حمایتی یا مقاومتی آینده را تشخیص دهید.
  3. آنها به شما امکان می دهند تغییرات روند را زودتر تشخیص دهید.
  4. آنها به شما کمک می کنند تا در اسرع وقت وارد یا خارج شوید.
  5. آنها به تأیید تغییر روند در بازه زمانی بالاتر کمک می کنند.
  6. آنها به شما این امکان را می دهند که بدانید سایر فعالان بازار به چه فکر می کنند.
  7. آنها به شما امکان می دهند تصویر کوچک، تصویر متوسط ​​و تصویر بزرگ را ببینید.

چه بازه زمانی باید معامله کنیم؟

یکی از دلایلی که معامله‌گران تازه‌کار آنطور که باید خوب عمل نمی‌کنند اینکه معمولاً چارچوب زمانی اشتباهی را برای شخصیت خود معامله می‌کنند. معامله‌گران جدید فارکس میخان به سرعت ثروتمند بشن، بنابراین معامله در بازه‌های زمانی کوچک مانند نمودارهای 1 دقیقه‌ای یا 5 دقیقه‌ای را آغاز می‌کنند. سپس هنگام معامله ناامید می شوند زیرا چارچوب زمانی با شخصیت آنها سازگار نیست. برای برخی از معامله گران فارکس، آنها احساس راحتی می کنند که نمودارهای 1 ساعته را معامله کنند. این بازه زمانی طولانی‌تر است، اما نه خیلی طولانی، و سیگنال‌های معاملاتی کمتری ایجاد میکنه. معامله در این بازه زمانی به زمان بیشتری برای تجزیه و تحلیل بازار و عدم احساس عجله کمک می کنه. از معامله گران بر حسب تایم فریم طرف دیگر، ما دوستی داریم که هرگز نمیتونه در یک بازه زمانی 1 ساعته معامله کنه. برای او خیلی آهسته س و احتمالاً فکر می‌کنه قبل از اینکه بتونه وارد معامله بشه، پوسیده میشه و میمیره 😂 . او ترجیح میده یک نمودار 15 دقیقه ای معامله کنه. هنوز هم به او زمان کافی (اما نه خیلی زیاد) میده تا بر اساس استراتژی معاملاتی خود تصمیم بگیره. وقتی برای اولین بار معامله را شروع کردیم، نمیتونستیم به یک چارچوب زمانی پایبند باشیم. ما با نمودار 15 دقیقه ای شروع کردیم. سپس نمودار 5 دقیقه ای. سپس نمودار 1 ساعته، نمودار روزانه و نمودار 4 ساعته را امتحان کردیم.

این برای همه معامله‌گران جدید فارکس طبیعی که تا زمانی که منطقه خود را پیدا کنه و چرا ما به شما پیشنهاد می‌کنیم که با استفاده از بازه‌های زمانی مختلف در حساب DEMO را انجام بدین تا ببینید کدامیک با شخصیت شما مطابقت داره. یکی دیگر از دوستان ما نمیتونه بفهمه معامله گران فارکس چگونه بر روی نمودار 1 ساعته معامله می کنند زیرا فکر می کنه خیلی سریع است! او فقط نمودارهای روزانه، هفتگی و ماهانه را معامله می کنه. خوب، پس احتمالاً می‌پرسید که چارچوب زمانی مناسب برای شما چیست. خب رفیق اگه دقت کرده بودی بستگی به شخصیتت داره. شما باید با چارچوب زمانی که در آن معامله می کنید احساس راحتی کنید. زمانی که در یک معامله هستید همیشه نوعی فشار یا احساس ناامیدی را احساس خواهید کرد زیرا پول واقعی در آن دخیل است. این طبیعی است، اما نباید احساس کنید که دلیل فشار به این دلیل است که همه چیز آنقدر سریع اتفاق می‌افتد که تصمیم‌گیری برایتان دشوار است یا آنقدر آهسته است که ناامید می‌شوید.

چرا هنگام معامله در فارکس باید به چند بازه زمانی نگاه کنید؟

قبل از اینکه نحوه انجام تجزیه و تحلیل چند فریم زمانی برای معاملات فارکس خود را توضیح دهیم، احساس می کنیم که لازم است به این نکته اشاره کنیم که چرا باید در واقع تایم فریم های مختلف را مرور کنید. پس از همه، آیا تجزیه و تحلیل تنها یک نمودار به عنوان یک معامله گر فارکس به اندازه کافی سخت نیست؟ شما یک میلیارد اندیکاتور دارین، باید اخبار اقتصادی رو بخونید، یک جلسه Call of Duty، یک جلسه Fornite، یک جلسه Dota 2، یک قرار داغ در مک دونالد و سپس یک ساعت مشاهده استوری های اینستاگرام و دو ساعت دیگر تماشای TikToks و غیره. خوب، بیایید یک بازی به نام «بلند یا کوتاه» انجام دهیم تا نشان دهیم چرا باید توجه داشته باشید و تلاش بیشتری برای نگاه کردن به بازه‌های زمانی مختلف انجام دهید. قوانین بازی آسون. شما معامله گران بر حسب تایم فریم به نمودار نگاه می کنید و تصمیم می گیرین که بلند یا کوتاه باشید. آسان است، درست است؟ باشه، آماده؟

نمودار GBP / USD در تایم 10 دقیقه

بیایید به نمودار 10 دقیقه ای GBP / USD در ساعت 8:00 صبح به وقت گرینویچ نگاهی بیندازیم. ما میانگین متحرک ساده دوره 200 (SMA) را در نمودار داریم که به نظر میرسه به عنوان مقاومت حفظ میشه. با تست قیمت مقاومت و تشکیل یک کندل دوجی ، زمان خوبی برای کوتاه شدن به نظر می رسد درست است؟ ما آن را به عنوان یک بله در نظر خواهیم گرفت. اما دانگ، ببین بعد چه اتفاقی می افتد! این جفت بالاتر از مقاومت بسته شد و 200 پیپ دیگر افزایش یافت! آخ! اوه خوب، خیلی بد!

نمودار GBP / USD در تایم یک ساعت

چه اتفاقی افتاد؟ هوم، بیایید به نمودار 1 ساعته برویم تا ببینیم چه اتفاقی افتاده است… اگر به نمودار یک ساعته نگاه می کردید، متوجه می شدید که این جفت ارز در واقع در انتهای کانال صعودی قرار داره. علاوه بر این، یک دوجی روی خط پشتیبانی درست کرده بود! یک سیگنال خرید واضح!

نمودار GBP / USD در تایم 4 ساعت

کانال صعودی حتی در نمودار 4 ساعته واضح تر بود. اگر ابتدا به این نمودار نگاه می‌کردید، آیا هنوز در زمانی که در نمودار 10 دقیقه‌ای معامله می‌کردید، خیلی سریع کوتاه می‌آمدید؟ همه نمودارها داده های قیمت یکسانی را نشان می دادند. آنها فقط فریم های زمانی متفاوت از همان داده ها بودند. آیا اکنون اهمیت نگاه کردن به بازه های زمانی متعدد را می معامله گران بر حسب تایم فریم بینید؟ ما عادت داشتیم نمودارهای 15 دقیقه ای را عوض کنیم و تمام. ما هرگز نمیتونستیم بفهمیم که چرا وقتی همه چیز خوب به نظر میرسه، بازار ناگهان متوقف میشه یا معکوس می‌شد. هرگز به ذهن ما خطور نکرده بود که نگاهی به یک بازه زمانی بزرگتر بیندازیم تا ببینیم چه اتفاقی در حال رخ دادن است. زمانی که بازار در نمودار 15 دقیقه ای متوقف شد یا معکوس شد، اغلب به این دلیل بود که در یک بازه زمانی بزرگتر به حمایت یا مقاومت رسیده بود. چند صد پیپ منفی طول کشید تا یاد بگیریم که هرچه بازه زمانی بزرگتر باشد، احتمال اینکه سطح حمایت یا مقاومت مهمی وجود داشته باشد بیشتر است. معامله با استفاده از بازه‌های زمانی متعدد، احتمالاً ما را بیش از هر چیز دیگری به تنهایی از معاملات ضررده دور نگه داشته است.

این به شما این امکان را میده که مدت بیشتری در یک معامله بمانید زیرا می توانید نسبت به BIG PICTURE مکان خود را شناسایی کنید. اکثر مبتدیان فقط به یک تایم فریم نگاه می کنند. آنها یک تایم فریم واحد را در نظر می گیرند، اندیکاتورهای خودشونو رو اعمال می کنند و سایر تایم فریم ها را نادیده می گیرند. مشکل این است که یک روند جدید، که از یک بازه زمانی دیگر می آید، اغلب به معامله گران فارکس که به تصویر بزرگ نگاه نمی کنند آسیب می زند.

استفاده از تحلیل بازه زمانی چندگانه برای یافتن نقاط ورودی و خروجی بهتر

اینجاست که تجزیه و تحلیل چند تایم فریم وارد عمل میشه. اینجاست که ما به شما یاد می‌دهیم که چگونه نه‌ تنها در بازه زمانی معاملاتی دلخواه خود قفل کنید، بلکه نمودارها را بزرگ‌نمایی و کوچک‌نمایی کنید تا بتونید یک برنده را از پارک بیرون بیاورید. باید به خاطر داشته باشید، یک روند در یک بازه زمانی طولانی‌تر زمان بیشتری برای رشد داشته است، به این معنی که برای تغییر مسیر این جفت ارز، حرکت بازار بزرگ‌تری لازم است. همچنین، سطوح حمایت و مقاومت در بازه های زمانی طولانی تر قابل توجه تر است. با انتخاب بازه زمانی دلخواه خود شروع کنید و سپس به بازه زمانی بالاتر بعدی بروید. در آنجا میتونید بر اساس اینکه بازار در نوسان است یا روند، یک تصمیم استراتژیک برای خرید بلند یا کوتاه بگیرید.

سپس به بازه زمانی دلخواه خود (یا حتی پایین تر!) باز می گردید تا تصمیمات تاکتیکی در مورد محل ورود و خروج بگیرید (محل توقف و هدف سود). فقط برای اینکه بدانید، این احتمالاً یکی از بهترین استفاده‌های تحلیل بازه زمانی چندگانه است. میتونید برای کمک به پیدا کردن نقاط ورودی و خروجی بهتر، زوم کنید. با اضافه کردن بعد زمان به تجزیه و تحلیل خود، میتونید برتری بیشتری نسبت به سایر معامله گران بینایی تونل که تنها در یک فریم زمانی معامله می کنند، بدست آورید. آیا همه اینها را دریافت کردید؟ خوب، اگر این کار را نکردید، نگران نباشید! اکنون مثالی را مرور می کنیم تا به روشن تر شدن همه چیز کمک کنیم.

نحوه انجام تجزیه و تحلیل چند تایم فریم

بیاییم بگوییم که سیندرلا، که تمام روز حوصله تمیز کردن خواهران ناتنی‌اش را سر می‌برد، تصمیم می‌گیره که میخاد فارکس معامله کنه. پس از مدتی معاملات دمو، او متوجه میشه که معامله جفت ارز EUR / USD را بیشتر دوست داره و با نگاه کردن به نمودار 1 ساعته احساس راحتی میکنه. او فکر میکنه که نمودارهای 15 دقیقه ای خیلی سریع هستند در حالی که 4 ساعت طول میکشه. اولین کاری که سیندرلا انجام میده اینکه برای بررسی نمودار 4 ساعته EUR / USD به سمت بالا حرکت میکنه. این به او کمک میکنه روند کلی را تعیین کنه. او میبینه که این جفت ارز به وضوح در یک روند صعودی است. این به سیندرلا نشان میده که او فقط باید به دنبال سیگنال های خرید باشه. پس از همه، روند دوست اونه، درسته؟ او نمیخاد در مسیر اشتباه گرفتار بشه.

نمودار EUR / USD در تایم فرم 1 ساعت

حالا، او به چارچوب زمانی مورد نظر خود، نمودار 1 ساعته، زوم میکنه تا به او کمک کنه تا نقطه ورودی را تشخیص بده. او همچنین تصمیم میگیره از اندیکاتور Stochastic ظاهر میشه. هنگامی که به نمودار 1 ساعته برمی گردد، سیندرلا میبینه که یک کندل دوجی شکل تشکیل شده و Stochastic به تازگی از شرایط فروش بیش از حد خارج شده!اما سیندرلا هنوز کاملاً مطمئن نیست…. او میخاد مطمئن بشه که نقطه ورود واقعاً خوبی داره، بنابراین به نمودار 15 دقیقه‌ای کاهشی میشه تا به او کمک کنه ورودی بهتری پیدا کنه و تأیید بیشتری به او بده. بنابراین اکنون سیندرلا چشمان خود را در نمودار 15 دقیقه ای قفل کرده و می بینه که به نظر میرس خط روند بسیار قوی داره. نه تنها این، بلکه Stochastic شرایط فروش بیش از حد را در بازه زمانی 15 دقیقه نیز نشان میده! او تصور میکنه که این میتونه زمان خوبی برای ورود و خرید باشه. ببینیم بعدش چی میشه.

همانطور که مشخص، روند صعودی ادامه داره و EUR / USD همچنان در نمودارها صعودیه س. سیندرلا کمی بالاتر از 1/2800 وارد معامله میشه و اگر معامله را برای چند هفته باز نگه می داشت، 400 پیپ می ساخت!. او میتونست یک جفت دمپایی شیشه ای دیگه بخره!. بدیهی است که محدودیتی برای چند فریم زمانی که میتونه مطالعه کنید وجود داره. شما نمیخاین صفحه ای پر از نمودارهایی که به شما چیزهای مختلف می گویند. حداقل از دو، اما نه بیشتر از سه تایم فریم استفاده کنید . افزودن موارد بیشتر فقط باعث سردرگمی معامله گران میشه و از ناتوانی در تجزیه و تحلیل رنج میبرید. می‌پرسید آیا روش اشتباهی برای انجام تجزیه و تحلیل چند فریم زمانی وجود داره؟ برخی از دوستان فارکس ما به اندازه کافی خوب بوده اند که دو پیپ خود را در این مورد از طریق این تاپیک تالار گفتگو در مورد تجزیه و تحلیل فریم های زمانی متعدد ارائه دهند. در پایان روز، واقعاً همه چیز در مورد یافتن بهترین کار برای شماست.

معاملات نوسانی چیست؟ کسب درآمد بر روی موج بازار

معاملات نوسانی یک استراتژی معاملاتی رایج است که می‌تواند برای تریدرهای مبتدی ایده‌آل باشد. با توجه به وسعت زمانی قابل مدیریت در آن، این نوع معاملات یک راه نسبتاً راحت برای معامله‌گری در بازار است. تریدرهای نوسانی در اکثر بازارهای مالی مانند فارکس، سهام و ارز دیجیتال فعال هستند. اما آیا معاملات نوسانی استراتژی مناسبی برای شماست؟ آیا باید معاملات روزانه را شروع کنید یا معاملات نوسانی؟

در این مقاله، آنچه را که باید در مورد معاملات نوسانی ارز دیجیتال بدانید توضیح می‌دهیم و به شما کمک می‌کنیم تصمیم بگیرید که آیا این استراتژی برای شما مناسب است یا خیر.

معاملات نوسانی چیست؟

نوسانی

معاملات نوسانی

معاملات نوسانی استراتژی است که به موجب آن تریدرها به دنبال سود بردن از حرکات قیمت در یک بازه زمانی (تایم فریم) کوتاه تا متوسط هستند. هدف معاملات نوسانی، گرفتن نوسانات (سویینگ‌های) بازار است که طی چند روز تا چند هفته ایجاد می‌شوند.

دو نوسان وجود دارد که تریدرها به آنها توجه می‌کنند:

  • Swing highs: زمانی که بازار قبل از پولبک سقفی تشکیل می‌دهد، فرصتی برای یک معامله شرت فراهم می‌کند.
  • Swing lows: زمانی که بازار افت کرده و سپس جهش می‌کند، فرصتی برای یک معامله لانگ فراهم می‌کند.

استراتژی‌های معاملاتی نوسانی در بازارهای ترند (رونددار) بهترین کارایی را دارند. اگر یک روند قوی در یک بازه زمانی بالاتر وجود داشته باشد، فرصت‌های معاملاتی نوسانی فراوان بوده و تریدرهای نوسانی می‌توانند از نوسانات قیمت بیشتر بهره ببرند. در مقابل، انجام معاملات نوسانی در یک بازار در حال تثبیت دشوارتر است. به هر حال، اگر بازار به سمت محدوده نوسان (sideway) حرکت کند، سود بردن از تغییرات بزرگ قیمت کار آسانی نخواهد بود.

چگونه از معاملات نوسانی باید کسب درآمد کرد؟

همانطور که گفته شد، تریدرهای نوسانی هدفشان این است که از نوسانات قیمتی که از چند روز تا چند هفته رخ می‌دهند، سود کسب کنند. به این ترتیب، معامله‌گران نوسانی موقعیت‌های معاملاتی بیشتری نسبت به معامله‌گران روزانه در اختیار دارند.

تریدرهای نوسانی معمولاً از تحلیل تکنیکال و البته نه لزوماً به اندازه معامله‌گران روزانه برای معامله استفاده می‌کنند. از آنجایی که رویدادهای فاندامنتال می‌توانند در طول هفته‌ها رخ دهند، تریدرهای نوسانی نیز ممکن است از تحلیل فاندامنتال در چارچوب معاملات خود استفاده کنند.

با این حال، پرایس اکشن، الگوهای نمودار شمعی، سطوح حمایت و مقاومت و اندیکاتورهای تکنیکال معمولاً برای شناسایی ستاپ‌های معاملاتی استفاده می‌شوند. برخی از رایج‌ترین اندیکاتورهایی که توسط تریدرهای نوسانی استفاده می‌شوند، میانگین‌های متحرک (MA)، شاخص قدرت نسبی (RSI)، باندهای بولینگر و ابزار فیبوناچی اصلاحی هستند.

تریدرهای نوسانی معمولاً نمودارها را در تایم‌ فریم‌های متوسط به بالا بررسی می‌کنند. در واقع، یک روند صعودی یا نزولی قوی باید در بازه زمانی بالاتر تأیید شده باشد. اما، آنها ممکن است به چارچوب‌های زمانی مانند نمودار ۱ ساعته، ۴ ساعته و ۱۲ ساعته نیز نگاه کنند تا نقاط ورود و خروج خاص را جستجو کنند. برای مثال، تریگرهای ورود می‌توانند از یک شکست (breakout) یا پولبک در یک بازه زمانی پایین‌تر به دست آمده باشند.

با این حال، مهم‌ترین تایم فریم برای معاملات نوسانی احتمالاً نمودار روزانه است. استراتژی‌های معاملاتی و سرمایه‌گذاری می‌توانند به طور قابل توجهی بین تریدرهای مختلف متفاوت باشند. توجه داشته باشید که آنچه ما در اینجا درباره آن صحبت کردیم قوانین ثابتی نیستند، بلکه فقط نمونه‌های رایج هستند.

معاملات روزانه یا معاملات نوسانی؟

فرق معاملات نوسانی و معاملات روزانه

معاملات نوسانی در مقابل معاملات روزانه

تریدرهای روزانه قصد دارند روی حرکات کوتاه مدت قیمت سرمایه‌گذاری کنند، در حالی که تریدرهای نوسانی به دنبال حرکت‌های بزرگتر هستند. در واقع، معاملات روزانه یک استراتژی فعال‌تر است که در آن معامله‌گران باید به طور مکرر بازار را زیر نظر داشته باشند. همچنین، آنها پوزیشن‌های معاملاتی را برای بیش از یک روز باز نمی‌گذارند.

در مقابل، تریدرهای نوسانی ممکن است رویکرد منفعلانه‌تری اتخاذ کنند. آنها می‌توانند پوزیشن خود را کمتر نظارت کنند، زیرا هدف آنها سود بردن از تغییرات قیمتی است که مدت زمان بیشتری طول می‌کشند. از آنجایی که این حرکات قیمتی بزرگتر هستند، معامله‌گران نوسانی می‌توانند حتی از تعداد کمی معامله برنده سود قابل توجهی کسب کنند.

تریدرهای روزانه تقریباً به طور انحصاری از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند. معامله‌گران نوسانی معمولاً از ترکیبی از تحلیل تکنیکال و فاندامنتال استفاده می‌کنند که معمولاً تأکید بیشتری بر تکنیکال‌ها دارند.

کدام یک بهتر است؟

در میان معاملات روزانه یا معاملات نوسانی کدام یک برای شما بهتر است؟ کدام یک از تایم‌ فریم‌های کوچکتر تا بزرگتر و تکنیکال‌ها و فاندامنتال‌ها برایتان مناسب‌تر است؟ پاسخ به این سؤالات به شما کمک می‌کند تا دریابید که چه استراتژی معاملاتی با شخصیت، سبک معاملاتی و اهداف سرمایه‌گذاری شما مطابقت دارد.

شما می‌توانید نقاط قوت خود را در نظر گرفته و سبک معاملاتی را انتخاب کنید که به بهترین وجه این نقاط قوت را تقویت می‌کند. برخی ترجیح می‌دهند به سرعت وارد معامله شده و از آن خارج شوند و در هنگام خواب نگران پوزیشن‌های باز نباشند. برخی دیگر زمانی تصمیمات بهتری می‌گیرند که زمان بیشتری در مورد برنامه‌های معاملاتی خود در اختیار داشته باشند.

شما می‌توانید استراتژی‌های مختلف را امتحان کنید تا ببینید کدام یک بهترین نتایج را برایتان خواهد داشت. همچنین، می‌توانید معاملات کاغذی (ترید دمو) را قبل از اجرای استراتژی‌ها در برنامه معاملاتی واقعی خود انجام دهید.

چرا مدیریت ریسک در این نوع معاملات حیاتی است؟

مدیریت ریسک ضروری‌ترین مؤلفه در یک استراتژی معاملاتی نوسانی موفق است. در واقع، هر پوزیشن معاملاتی باید تقریباً ۲ تا ۵ درصد از کل سرمایه حساب معاملاتی باشد. حرفه‌ای‌ترین تریدرها ممکن است این مقدار را تا ۱۰ درصد افزایش دهند. این بدان معناست که یک سبد متشکل از ۵ معامله نوسانی به طور متوسط ۱۰ تا ۲۵ درصد از کل سرمایه حساب معاملاتی است.

کلید معاملات نوسانی، به حداقل رساندن ضرر است. همچنین، نسبت ریسک به ریوارد مطلوب در این نوع معاملات ۳:۱ است.

حد ضرر ابزاری حیاتی در مدیریت ریسک است. با وجود حد ضرر، تریدر دقیقاً می‌داند که چقدر سرمایه در معرض خطر است، زیرا ریسک هر پوزیشن به تفاوت بین قیمت فعلی و قیمت توقف محدود می‌شود. حد ضرر روشی مؤثر برای مدیریت ریسک در هر معامله است.

استراتژی‌های معاملات نوسانی

معاملات نوسانی

استراتژی‌های معاملات نوسانی

تریدرها می‌توانند استراتژی‌های زیادی را برای تعیین زمان خرید و فروش بر اساس تحلیل تکنیکال به کار گیرند، از جمله:

  • تقاطع صعودی یا نزولی میانگین‌های متحرک
  • تریگرهای حمایت و مقاومت
  • تقاطع میانگین متحرک همگرایی/واگرایی (MACD)
  • استفاده از الگوی فیبوناچی اصلاحی که سطوح حمایت و مقاومت و احتمال بازگشت قیمت را مشخص می‌کند

همچنین، تریدرها از میانگین متحرک برای تعیین سطوح حمایت (پایین) و مقاومت (بالا) یک محدوده قیمتی استفاده می‌کنند. در حالی که برخی از میانگین متحرک ساده (SMA) استفاده می‌کنند، میانگین متحرک نمایی (EMA) تأکید بیشتری بر آخرین نقاط داده دارد.

به عنوان مثال، یک تریدر ممکن است از EMAهای ۹، ۱۳ و ۵۰ روزه برای جستجوی نقاط تقاطع استفاده کند. زمانی که قیمت بالاتر از میانگین متحرک حرکت کرده یا از میانگین‌های متحرک عبور می‌کند، نشانه روند صعودی قیمت است. هنگامی که قیمت به زیر EMA‌ها می‌رسد، این یک سیگنال نزولی است و تریدر باید از پوزیشن‌های لانگ خارج شده و احتمالاً وارد پوزیشن شرت شود.

مزایای معاملات نوسانی

معاملات نوسانی می‌تواند یک استراتژی فوق‌العاده برای مسلط شدن بر معامله‌گری باشد. ضمن اینکه انجام آن به اندازه سایر استراتژی‌های معاملاتی کریپتو سخت نیست. به علاوه، این نوع معاملات از مزایای دیگری نیز برخوردار است:

  • استراتژی بلندمدت : در مقایسه با سایر انواع معاملات، نیازی به صرف ساعت‌ها برای نظارت بر معاملات نیست، زیرا این معاملات ممکن است روزها یا حتی هفته‌ها طول بکشند.
  • تنش و هیجان کمتر : بسیاری از تریدرها به دلیل طولانی‌تر بودن بازه زمانی و دفعات کمتر معاملات، معاملات نوسانی را نسبت به معاملات روزانه همراه با استرس کمتری می‌دانند.
  • معامله به صورت پاره وقت : به دلیل موارد فوق، می‌توان مطابق سبک زندگی خود معامله کرد و حتی شغل تمام وقت خود را حفظ کرد.
  • نوسانات : به دلیل ماهیت ارزهای دیجیتال مانند بیت کوین، نوسان حائز اهمیت است. بازار ارزهای دیجیتال بسیار پر نوسان است که می‌تواند برای تریدرهای نوسانی با تجربه جذاب باشد.

معایب معاملات نوسانی

جای تعجب نیست که معاملات نوسانی می‌تواند چالش‌هایی را هم برای تریدر بی‌تجربه و هم حرفه‌ای ایجاد کند:

  • ریسک یک شبه : معاملات نوسانی می‌تواند منجر به زیان‌های قابل توجهی شود، زیرا پوزیشن این معاملات در مقایسه با معاملات روزانه مدت بیشتری باز هستند.
  • تغییر ناگهانی بازار می‌تواند منجر به زیان‌های قابل توجهی شود.
  • زمان‌بندی بازار : زمان‌بندی سویینگ‌های بازار می‌تواند حتی برای معامله‌گران باتجربه ارزهای دیجیتال دشوار باشد.
  • تریدرهای نوسانی اغلب روندهای بلندمدت را به نفع حرکات کوتاه مدت بازار از دست می‌دهند.

جمع‌بندی

معاملات نوسانی یک استراتژی معاملاتی رایج در بازار ارزهای دیجیتال است. تریدرهای نوسانی بسته به ستاپ معاملاتی، معمولاً چند روز یا چند هفته پوزیشن‌های معاملاتی خود را باز نگه می‌دارند.

جذابیت معاملات نوسانی در بازار کریپتو عمدتاً به دلیل سطح نسبتاً پایین‌تر تعهد زمانی و استرس آن در رابطه با سایر اشکال معامله است.

آیا باید معاملات نوسانی را شروع کنید یا معاملات روزانه؟ ساده‌ترین راه برای فهمیدن این است که هر دوی آنها را امتحان کنید و ببینید کدام یک برای سبک معاملاتی شما مناسب‌تر است. بهتر است ابتدا در یک حساب آزمایشی (دمو) تمرین کنید، برای اینکار می‌توانید از نسخه دموی کوین نیک مارکت استفاده کنید. همچنین، یادگیری اصول مدیریت ریسک قبل از شروع، مانند استفاده از حد ضرر و روش‌های محاسبه اندازه پوزیشن معاملاتی می‌تواند برایتان مفید باشد.

  • آشنایی با انواع استراتژی های ترید و سرمایه گذاری
  • روانشناسی ترید و راهکارهای پرورش ذهنیت معامله‌گری

شما کدام یک از معاملات روزانه یا نوسانی را ترجیح می‌دهید؟ برای آشنایی با انواع معاملات و یادگیری انواع تحلیل‌ها حتماً وبلاگ کوین نیک مارکت را دنبال کنید. شما می‌توانید هر هفته با تحلیل‌های آنچین ارزهای دیجیتال نیز همراه ما باشید. همچنین، صفحه اینستاگرام و توییتر کوین نیک مارکت نیز مسابقات هیجان‌انگیزی را با جوایز رمز ارزی برگزار می‌کند. برای اطلاع از اخبار ارزهای دیجیتال نیز تلگرام کوین نیک مارکت را دنبال کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.